شعر تو ای
نگفتمت به ملک من درنیاکه عطر وجودت درآتش استلاله هایم شرمگین از نگاه پرگناهتکه ترنم می سازدو می سوزد از حضورتترا تطهیر باید کرد ترا تطهیر باید کردبا عبور عاشق ترین پرندهیا شاید با سفید فامی نور ترا...
View Articleبهار
انگار هیاهوئی پنهان در راه استپرنده بال خود را می شویدجویبار تمنای اوج داردابر هوس رقص داردشاخه هوای خیره سریوهمه می گویند بوی بهار آمد بوی...
View Articleسنگ
برخیز برخیز بر خود سنگی بزنکه در ثقل زمین چنین گرفتار ایستاده ایهیج سایه ایمهمانت نخواهد ماندنمی خوانم تصویرت کنار ماهی تولدی را تجربه کندتو در نفرین قبیله عشقی
View Articleمن از خدامه
من از خدامهپشت سیب درختها پنهان بشم تو منو نبینی تو قاب پنجره فریاد کنم تو منو نچینیآسمون بشینه توی تصویر آب تو ابر و نبینی...
View Articleهان
هان هان ایستاده ایچه سخت در درون خویشمگر باران درونت رانشسته رفتچشمهایت هم تا ابد خیس کنیدیگر آن باران تورا غسل نخواهد دادبگذار گلی در همدمیتدر عزای نبود آنماتم گیرد
View Articleشعر تو ای
نگفتمت به ملک من درنیا که عطر وجودت درآتش است لاله هایم شرمگین از نگاه پرگناهت که ترنم می سازدو می سوزد از ...
View Articleبهار
انگار هیاهوئی پنهان در راه است پرنده بال خود را می شوید جویبار تمنای اوج دارد ابر هوس رقص دارد شاخه هوای ...
View Articleسنگ
برخیز برخیز بر خود سنگی بزن که در ثقل زمین چنین گرفتار ایستاده ای هیج سایه ای مهمانت نخواهد ماند نمی خوانم تصویرت کنار ...
View Articleمن از خدامه
من از خدامه پشت سیب درختها پنهان بشم تو منو نبینی تو قاب پنجره فریاد کنم تو منو نچینی آسمون بشینه ...
View Articleهان
هان هان ایستاده ای چه سخت در درون خویش مگر باران درونت رانشسته رفت چشمهایت هم تا ابد خیس کنی دیگر آن باران تورا غسل ...
View Article